
برای 23 هزار مجموعه پابه کار این خبر مخابره شده است: یک جریان سیاسی برای انتخابات مجلس هشتم 1500 میلیارد ریال کنار گذاشته است.
پ.ن: شما باور میکنید؟....من که باور نکردم؛ خبر را نه، مبلغ را.
دو گفت و گوی مفصل, خواندنی و جذاب در کمتر از دو هفته با دو خبرگزاری معتبر اصولگرا، برای مردی که سالیان درازی سکوت پیشه کرده بود؛ چه پیامی میتواند داشته باشد.منظورم علی فلاحیان است.
پ.ن: مجلس....شاید.
ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه، پس از بازگشت از ایران، دچار انقلابِ روحی و معنوی شدیدی شده است.چند روزی هست که کارهای عجیبی میکند...
پ.ن: شاید مسلمان شود... این مطلب را منابع آگاه گفتهاند!!!
شاید این موارد موجب کناره گیری لاریجانی شده باشد:
1- اعتراض به تضاد مواضع دولت با کلیت نظام، در پرونده هستهای.
2- اعتراض به تک محوری و سیاستگذاری فردگرایانه در اتخاذ سیاستهای هستهای. او نمیخواست مجری سیاستهای باشد که دیگران اتخاذ کرده بودند و مهمتر از همه اینکه به این مشی سیاسی باور نداشت.
3- دورخیر برای کسب کرسی مجلس و....
4- چند نکته دیگر...
پ.ن: فکر میکنم در پذیرش استعفای لاریجانی، رییس جمهور نقش اصلی نداشته است!!
مصطفی پورمحمدی وزیر کشور برای عذرخواهی از مقامهای رسمی کویت, اواسط همین هفته عازم این کشور میشود.
پ.ن: عذر خواهی به خاطر اظهارات دو نماینده مجلس و....این خبر روزنامه الوطن چاپ کویت است!!
خبرِ «یا جدا»ی خاتمی یعنی: تلاش برای القای این نکته که رییس جمهور سابق هم اهل «هاله» و «نور» بوده و هست!
پ.ن: روایت است که خواب یکی از چهل جز نبوت است....
از علی لاریجانی مسوول پرونده هستهای ایران چند هفتهای خبری نیست.
او نه در نشست کشورهای حوزه دریای خزر دیده شد و نه در دیدار پوتین با مقامهای ارشد کشور.تنها دو سه روز پیش بود که در جمع روحانیون ارتش آفتابی شد و خبر از پیشنهاد هستهای جدید پوتین به تهران داد، اما دو روز بعد، محمود احمدینژاد اعلام کرد: رییس جمهور روسیه حامل پیام هستهای نبود.
پ.ن: شایعات قدیمی میگفتند: لاریجانی 4 بار استعفای ناکام کرده است؟
فکر نمیکردم پیش لرزههای حضور پوتین در ایران، خبر از زلزلهای مهیب دهد. یک خبر تایید نشده حکایت ازآن دارد که پوتین برای همتای ایرانی خود کلید نیروگاه اتمی بوشهر را هدیه آورده است.اگر این خبر دروغ باشد پس چه دلیل دارد که بوش امروز اعلام کند: برای جلوگیری از جنگ جهانی، مانع ساخت بمب اتم ایران شوید...
پ.ن: راستی بحث هشدار به یهودی ها برای خروج فوری از ایران چه معنایی می تونه داشته باشه؟
شبكه دوم تلويزيون روسيه امشب در پايان بخش خبري خود اعلام كرد گروهی ناشناس قصد دارد پوتين را در ايران ترور كند.
گوينده اين شبكه تلويزيوني در ساعت هشت و پنجاه و پنج دقيقه امشب يك خبر فوري از خبرگزاريهاي اينترفاكس و ريانوستي روسيه دريافت كرد و گفت سيستم هاي حفاظتي روسيه خبر دادند كه گروههاي انتحاري در ايران قصد دارند ولاديمير پوتين را ترور كنند.
گوينده اين شبكه خبري سپس گفت: خبرنگاران رسانهها از سرويس مطبوعاتي كرملين در خصوص اين خبر سئوال كردند كه هيچ پاسخي به آنها داده نشد.
اگر ماشين بیعدالتی، فنر، قرقره، طناب یا ميل لنگی ویژه و منحصر بفرد داشته باشد که یدکیاش نایاب است، مطمئن باش دست زدن به آن برای تعمير، اوضاع را بدتر خواهد کرد؛ مثل افتادن از چاله به چاه.بی خیال شو.
سنجش معادلات پیچیده دنیای سیاست و دیپلماسی با اراده قاهره الهی- آسمانی یکی از مهمترین راهبردهای ثابتِ تحلیل گران سیاسی- مذهبی در ایران است. این سنجش بر محور حقانیت و بطلان مناسبت دیپلماتیک در بسیاری از بزنگاههای تاریخ سیاسی ایران دیده میشود.ظهور و بروز چنین رویکردی برای نخستین بار در جریان اشغال سفارت آمریکا در ایران به سال 1358 دیده شد؛ در تبیین و توجیه آسمانیِ چنین اقدامی غیر دیپلماتیک از سوی دانشجویان، آیت الله خمینی در رویکردی مذهبی و همسو با باورهای انقلابی مردم با بیان این نکته که «امروز در ايران باز انقلاب است. انقلابي بزرگتر از انقلاب اول. در اين انقلاب شيطان بزرگ آمريكاست.» باب نوینی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در تحلیل و تبیین پدیدههای دیپلماتیک گشود. چندی بعد در تحلیل حادثه شامگاه پنجم ارديبهشت1359 در طبس- شکست عملیات آمریکا برای آزادی دیپلماتهای بازداشت شده- رهبر انقلاب بار دیگر در تحلیلی همآهنگ با اندیشههای حکومت اسلامی گفت« باد و شن مامورالهی بودند و این واقعه برای آمریکا یک افتضاح بزرگ بود که انعکاس وسیعی در دنیا داشت.»
آیتالله خمینی با برجستهسازی نقش نیروهای فوق بشری در پشتیبانی از برقراری حکومت اسلامی در دو بعد داخلی و خارجی به دو هدف مهم در تثبیت ساختار جمهوری اسلامی دست یافت:
1- ترویج و تثبیت اندیشهِ نصرت الهی در پشتیبانی از حکومت اسلامی در برابر دشمنان.
2- ترسیم و تعمیق جهانبینی نوینی برای تودهها؛ مبنی بر تقدس و نمایندگیِ جمهوری اسلامی از سوی خداوند در زمین و ضرورت حمایت بی دریغ مردم از برقراری این حکومت در قرن حاضر.
حضور،نفوذ و گسترش چنین اندیشهای بود که جنگ را برای تودهها به کارزار نیروهای حق علیه باطل تبدیل کرد.تاثیری که جنگ به تثبیت اندیشه نصرت الهی در ذهن تودهها گذاشت، مهمترین دستاوردی بود که به جمهوری اسلامی این قدرت را داد تا در سالهای پس از جنگ با همین منطق به حل و فصل اساسیترین مسایل کشور پرداخته و ریشه ناکامیها و کامیابیهای نظام را با مصلحتهای الهی پیوند زند. در بازخوانی و بازآفرینی مهمترین وقایع جمهوری اسلامی، میتوان به تحلیلهای ریشهدار الهی در اندیشه رهبران، سیاستمداران و تحلیلگران پی برد.
بازآفرینی و بازانتشار چنین اندیشهای با به قدرت رسیدن طیفی از اصولگرایان جوان و معتقد به مکتب بنیان گذار انقلاب، نشان میدهد که این رویکرد با ساختار و شمایلی جدید - و البته مشابه- برای تبیین و توجیه اقدامات سیاسی وارد معادلات قدرت و سیاست شده است. این ساختار سیاسی با برجسته کردن ارادههای فوق بشری در تبیین مناسبات خویش برآن است هدفی مشابه با هدف آیت الله خمینی را برای دولت و جریان خویش دنبال کند. در بازخوانی بسیاری از مواضع و شعارهای این جریان از انتخابات ریاست جمهوری نهم تاکنون اندیشه حضور و حمایت بیدریغ نیروهای الهی در نصرت به دولت کریمه دیده میشود.
تجزیه و تحلیل مواضع و سخنرانیها درباره نتایج و دستاوردهای سفر اخیر رییس جمهور به سازمان ملل حکایت از برتری اندیشه الهی محور بر اندیشه سیاست مدار در جمعبندی این نتایج دارد. در بسیاری از مواضع اصولگرایان سیاسی و مذهبی تفوق این باور که تنها خداوند و نصرت الهی موجب پیروزی احمدینژاد و ملت ایران بر دشمنان شد، به چشم میخورد. مهمترین مصادق این رویکرد مربوط به اطلاعیه مهم نهاد ریاست جمهوری است. این نهاد با صدور اطلاعیهای ضمن شکرگزاری به درگاه خداوند از همه مردم خواست، برای سپاس گذاری از این نصرت بی بدیل الهی به منظور پیروزی احمدینژاد در سازمان ملل در مساجد و حسینیهها نماز شکر بجا آورند.از سویی دیگر احمد جنتی در خطبههای نماز جمعه این هفته تهران با انتساب این پیروزی به امام دوازده شیعیان، نتایج چنین اتفاقاتی را در نهایت نشانه هایی برای ظهور آن حضرت دانست «سفرپربركت دكتراحمدي نژاد بهآمريكا سفري بسيار استثنايي بود. احمدينژاد مانند ستارهاي بود كه در اين اجلاس درخشيد... آنچه ما بايد هميشه و همه جا بگوييم و معمولا تا حالا جرات نميكرديم و خودمان را ميباختيم { گفته شد} . وقتي ميرفتيم در اين مجالس و اين جمعيت و وضعيت را ميديديم، ديگر حتي حاضر نبوديم بسمالله بگوييم؛ چه برسد به اين كه نام حضرت مهدي(عج) را بياوريم؛ اما آقاي احمدينژاد آن جا به دنيا فهماند كه يك كسي خواهد آمد. بايد از اين مرد حقيقتا تقدير كرد....
خطيب نماز جمعه اين هفته تهران همچنين با بيان اين كه خدا را شكر ميكنيم كه چنين انسانهايي به بركت امام (ره) و فداكاريهاي ايشان در بين اين ملت رشد كردهاند، افزود: براي ظهور امام عصر(عج) زمينه در حال فراهم شدن است.
فاطمه رجبی نیز در یادداشتی در وب سایت شخصی خود امام زمان را مهمترین عامل پیروزی احمدی نژاد در سازمان ملل معرفی کرد« عنايات ويژه "موعود امم" نيز بافتههاي سران شرك و كفر را رشته كرد، و احمدينژاد را چون موساي كليمالله بر فرعون و فرعونيان چيرگي داد.» این مواضع تنها نمونههای خردی از مواضع فراروان سیاستمداران و تحلیل گران اصولگرا از عوامل پیرزوی احمدینژاد است. به هر تقدیر آنچه که مسلم است، این نکته ظریف و قابل تامل ست که آیا در چنین تحلیل های آسمانی که ریشه تاریخ در دیپلماسی جمهوری اسلامی دارند، نتیجه تحقیقات راهبردی در حوزه سیاست و دیپلماسی جایگاهی خواهند داشت. اگر فرض پیروزی مداوم جمهوری اسلامی ایران در خنثی سازی توطئه های دشمن در طوی 3 دهه اخیر را بپذیریم، نقش و جایگاه اتاق های فکر، مراکزپژوهشی و راهبردی در نسبت با اراده الهی در معادلات سیاسی چیست؟
تجزیه و تحلیل معادله حضور محمود احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا، در دو سطح خرد و کلان و چهار سویه مردم ایران، حکومت ایران، مردم آمریکا و حکومت آمریکا، قابل بحث و بررسی است. آنچه که در پی میآید تنها ترسیم محور هزینه- فایده دیپلماتیک حضور رییس جمهور ایران در یک مراسم رسمی در آمریکا است.
سطح خرد
سویه اول؛ مردم ایران
تودهها همواره به دولتمردان خود میبالند. آنچه که در دانشگاه کلمبیا رخ داد، به زعم توده ایرانی هتک حرمت رییس جمهور کشوری است که خود را صاحب تمدنی 3500 ساله میداند. از این منظر توده ایرانی بر این باور است که دستگاه دیپلماسی کشور به علت ضعف در مدیریت برنامههای رییس جمهور و بیکفایتی در پیش بینی و ممانعت از وقوع چنین برنامه توهینآمیزی علیه منتخب یک ملت، باید مواخذه شود. در این سطح، شاهد رفتارهایی با رویکرد وطن پرستانه، اجنبی ستیزانه و ملیگرایانه هستیم؛ در چنین شرایط احساساتی و وطن پرستانهای, تصمیم سازان دولت برای ترمیم وجهه از دست رفته دولتمردان خویش نهایت استفاده را خواهند برد. همانگونه که طی چند روز گذشته رسانههای رسمی ایران بدان عمل کردند.
سویه دوم؛ مردم امریکا
به طور عام در نظامهای حکومتی مبتنی بر لیبرال دمکراسی، انتقاد و اعتراض صریح و بیپرده از حاکمان، دولتمردان و سیاستمداران و همه مسوولان امری معمول و پذیرفته شده است. برخلاف باور عموم ایرانیان، مساله دانشگاه کلمبیا برای مردم آمریکا، نه امری غیر عادی بود و نه ...( به استثنای چند مورد خاص). به چالش کشیدن رییس جمهور و مسولان حکومتی در رسانهها، مراکز دانشگاهی و… درآمریکا و سایر کشورهای توسعه یافته حق مسلمی است که مردم به خوبی از آن بهره میجویند.اما در نظام جمهوری اسلامی درباره دولتمردان به عنوان خدمتگزاران نمیتوان اینگونه بیمحابا سخن راند و زبان به اعتراض گشود. بنابراین در دو سویه کاملآ متضاد - اتفاق روی داده در دانشگاه کلمبیا را – باید مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
سطح کلان
سویه سوم؛ حکومت ایران
سخنان نامتعارف رییس دانشگاه کلمبیا درباره رییس جمهور ایران، بدون تردید اولین رفتار صریح و بیپردهای است که یک رییس جمهور ایرانی در خارج از کشور و در سطحی اینچنینی با آن مواجه شده است. در ایران معمول و رسم بر این است که مهمترین مخالفین دولت به دو علتِ؛ ترس حکومتی و اخلاق ایرانی مایل نیستند رو در رو نسبت به منتخب مردم انتقاد و... کنند. و شاید مهمتر ازان دلایل این باشد که همه مردم و سیاستمداران در این مساله اتفاق نظر دارند که رییس جمهور در حکومت اسلامی در مقام مقدسی است و توهین به او یعنی توهین به مقدسات.
تجربه خاص دانشگاه کلمبیا برای رییس جمهور و حکومت ایران -که حتی در داخل کشور با آن بیگانه است- بدون تردید مهمترین فرصتی بود که چهرهای مظلومانه، نجیب، صبور و اهل منطق و گفتوگو از رییس جمهور ایران - که در رسانههای جهان به بدترین عناوین خوانده میشود- به جهانیان نشان دهد. علاوه بر این سکوت معنادار رییس جمهور ایران در برابر مواضع صریح و بیپرده رییس دانشگاه کلمبیا، در بازتابی غیر مستقیم نشان از رعایت نکردن آداب مهمان نوازی آمریکاییها از مهمان رسمی خود داشت.
در نگاهی دیگر رییس جمهور ایران فرصت یافت در برابر دیدگان بیش از 500 میلوین نفر در سراسر جهان، وارد منطقه ممنوعهای شود که پیش از این هیچ یک از روسای جمهوری ایران و روسای جمهورکشورهای عربی در آن پای نگذاشته بودند؛ پاشیدن بذر تردید درزمین هولوکاست، انتقاد از دولتمردان کاخ سفید در خاک آمریکا، محکوم کردن اقدامات آمریکا در جهان و…
سویه چهارم؛ حکومتآمریکا
غمناک توصیف کردن سخنرانی محمود احمدی نژاد در خاک امریکا، از سوی جان بولتون، ریشه در این واقعیات تلخ سیاسی برای واشنگتن دارد:
- چرا رییس جمهور کشورِ مخالف آمریکا اجازه یافت آزادنه در خاک این کشور همه اصول سیاسی و فکری دولتمردان سابق و حال را به زیر پرسش برده و زبان به محکومیت اعمال دولتهای کاخ سفید در طول تاریخ بگشاید.
- ورود به منطقه ممنوعه هولوکاست و گسترش تردید در مشروعیت مهمترین همپیمان آمریکا در جهان و نفی برخی از واقعیات مسلم و مورد احترام آمریکاییها، از نظر آنان مسالهای نیست که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.
- تاکید بر حق مسلم ایران برای داشتن فنآوری صلح آمیز هستهای، حمله به مواضع انحصار طلبانه دولتمردان آمریکا در پرونده هستهای ایران، کند ذهن خواندن تلویحی قدرتهای بزرگ برای دستیابی به بمب اتمی و… از جمله مواردی بود که از زبان کسی جاری میشد که آمریکاییها رابطه خوبی با او و دولتش ندارند.