
1- ایران در انتخابات لبنان، فرانسویها را گیر انداخته است؛ از پاریس نیاز و از تهران ناز. اما فکر نمیکنم وزن بحران لبنان برای گروکشی در پرونده هستهای متناسب باشد.
2- دیروز خبرگزاری مهر و فارس در مورد امتناع فریدون زندی از بازی در یک تیم قبرسی که سرمربیاش اسراییلی است، خبر دادند. امروز هم، این باشگاه در جواب گفته است: زندی بیش از 6 ماه است که در تمرینات حاضر نمیشود، این مساله چه ربطی به سرمربی دارد.
همین خبرگزاریها در خصوص بازی نکردن اشکان دژاگه در تیم ملی آلمان در برابر تیم ملی اسراییل سوتیهایی هم داده بودند.بماند!
3- احمدینژاد امروز در جمع روستاییان اردبیل اعلام کرد: آنچه از انرژی هستهای مهمتر است، ایستادگی در برابر زورگویان است.
از این حرف میتوان چند برداشت،داشت:
- انرژی هستهای دیگر اولویت اصلی نیست.
- ممکن است، جنگی در راه باشد، مردم بدانید که حالا ایستادگی مهمتر از انرژی هستهای است.
روشنفکران جهان در اقدامی بیسابقه و بینظیر، دیروز با انتشار بیانهای به همه جهانیان هشدار دادند که جنگ علیه ایران طی روزهای آینده تحقق خواهد یافت و دنیا باردیگر شاهد کشته شدن شمار زیادی از انسانهای بیدفاع خواهد شد. این بیانیه روشنفکران که در پايگاه اطلاع رساني روزنامه ليبراسيون منتشر شدهة از همه روشنفکران خواسته است با امضای آن، مخالفت خود را با شروع جنگی خونین در جهان اعلام دارند.
متن کامل این بیانیه و فراخوان را بخوانید:
به اطلاع همه رسيده است كه آمريكا در حال آماده شدن براي جنگ با ايران و بمباران اين كشور است و تنها كافي است كه بوش دستور بدهد. در اوايل ماه اكتبر گذشته، دهها شخصيت سياسي، مذهبي، نظامي و فرهنگي و نيز هنرمندان آمريكايي از روساي ستاد مشترك ارتش اين كشور و همچنين نيروهاي نظامي و سربازان آمريكايي خواسته بودند تا از صدور هر گونه دستور حمله بوش به ايران جلوگيري كنند؛ چنين درخواستي براي جلوگيري از اجراي سياست جنگ طلبانه بوش، مبين اين امر است كه تا چه اندازه اي خطر جدي و واقعي است و احتمال بروز جنگ ظرف چند روز، چند هفته و چند ماه آينده وجود دارد و ضروري است كه اين امر را پيش بيني كنيم. به همين خاطر است كه ما( روشنفكران اروپايي )از اين فراخوان آمريكاييها حمايت كرده و در نظر داريم كه آن را در اروپا نيز گسترش دهيم. حمله آمريكا و متحدانش به عراق، مخالف منشور سازمان ملل بود و نتايج فاجعه آميز آن را شاهد هستيم. حمله عليه ايران نيز همچنان غير قانوني و فاجعه آميزتر خواهد بود. ايران به هيچ كشوري حمله نكرده و آمريكا نيز عضو سازمان ملل است، به اين ترتيب، هرگونه حمله عليه ايران، از نظر حقوق بين الملل غيرقانوني و حتي مخالف قانون اساسي داخلي آمريكاست كه معاهدات بين المللي را بر قوانين داخلي ارجح مي داند. به همين دليل، روشنفكران اروپايي بر اساس همين قانون اساسي آمريكا، از نيروهاي نظامي اين كشور كه به اين قانون سوگند ياد كردهاند، خواستهاند تا به چنين اقدام نظامي كه مخالف قانون اساسي آمريكا نيز خواهد بود، دست نزنند. حمله به ايران، اهداف آن هرچه باشد و با هر متد و روش و در هر سطحي كه اجرا شود، وضعيت را از اين نيز بدتر خواهد كرد و نتايج بدتري نسبت به جنگ عراق خواهد داشت، كه به اين امر بايد اثرات مخرب آن بر اقتصاد جهاني را نيز افزود. حمله بر اساس يك ايده و تفكر آن هم اگر با سلاح اتمي براي بازداشتن ايران از سلاح هستهاي انجام شود، ديوانه وار خواهد بود. اگر چه ايران همواره ساخت اين نوع سلاح را نفي كرده و آژانس نيز هيچ اثري از ساخت آن را نيافته است. مردم ايران، هشت سال جنگ را با حاكميت ... در مقابل صدام متحمل شدند و اين بار با حمله به ايران نميتوان اين ... را از حكومت دور نگهداشت .اين حمله هزاران و صدها هزار قرباني در ايران در پي خواهد داشت و با اين كشتار نميتوان مساله رعايت حقوق بشر را در اين كشور توسعه داد. با فروش فناوري هستهاي به همه كشورها بجز ايران و با حفظ، بهبود بخشيدن و مدرنيزه كردن سلاح هستهاي در فرانسه ، آمريكا، انگليس، اسراييل، روسيه ، هند، پاكستان نيز نميتوان اين كشور را از دستيابي به اين فناوري منصرف ساخت و مجبور كرد كه از اين فناوري دست بردارد. همچنين نميتوان با زير پا گذاشتن ماده 5 اساسنامه پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي، هر نوع مقرراتي را به كشورهاي امضاكننده اين معاهده از جمله ايران تحميل كرد، چرا كه عدم گسترش و خلع سلاح، دو روي يك سكهاند و اين امر را بايد سريعا پذيرفت. جامعه بين المللي بايد با رعايت ماده 6 ان.پي .تي ، از ايران بخواهد تا با ارائه تمامي ضمانتهاي لازم و عيني و قابل بررسي ، براي دستيابي به انرژي صلح آميز هستهاي اقدام كند و اعلان نمايد كه هرگز درصدد دستيابي به سلاح هستهاي نخواهد بود. امتناع از جنگ در زمان حاضر، به معناي قبول وضعيت موجود نيست و به معناي موكول كردن اين جنگ به بعد نيز نیست. بايد به ديپلماسي وقت داد تا ضرورتا يك راه حل همه جانبه براي برقراري صلح و امنيت براي همه و براي تمامي دولتها و مردم در خاورميانه و براي تمامي مردم جهان فراهم شود. اين امر مانع ريختن اشكها و خونهاي ديگر خواهد شد و به نسل آينده اجازه خواهد داد تا در دنيايي با خشونت كمتر، عدالت و انسانيت بيشتر، بدون جنگ، بدون سلاح و بدون تهديدات هستهاي زندگي كند .اروپا ميتواند در رسيدن به اين هدف مشاركت كند و اروپاييان بايد عليه اين ديدگاه جنگ جويانه بپاخيزند.
پ.ن: وقتی پای روشنفکران جهان به چنین معادلاتی باز میشود؛ یعنی قرار است انسانهای بیشماری کشته شوند.
بيست و پنجم اكتبر، آمریکا مجازاتهاي جديد و سنگيني عليه نيروهاي مسلح ايران و نظام بانكي اين كشور وضع كرد. تحريم، سخنرانیهای ستيزهجويانه و تهديد ضمني به اقدام نظامي؛ همه و همه اجزاي يك جنگ هستند، جنگي كه به جاي پيشگيري از يك هولوكاست هستهاي، بيشتر به آن دامن ميزند.
بهراستی چه چيز باعث شده تا ايران تهدیدی بزرگ محسوب شود. توضيح رسمي اين است كه تهران به دنبال سلاح هستهاي است، اما مدير آژانس بين المللي انرژي اتمي و مقامات سیاسی تهران، ميگويند: هيچ مدركي دال بر نظامي بودن برنامه هستهاي اين کشور به دست نيامده است. با این حال آمریکا و برخی از متحدان اروپای بر این باورند اگر تهران دست از آرزوهای هستهای خود بر ندارد، با گزینه تحریم یا جنگ روبرو خواهد شد.
فرضيهای میگوید، تلاش براي جنگ افروزي عليه ايران، سعی برای تسلط بر نفت این کشور است، چراکه تهران 15 درصد از كل صادرات نفت خليج فارس را در اختیار دارد و نفتش نيز هماكنون به فروش ميرسد. دستیابی به این منبع عظیم نفت یعنی پیروزی در جنگ بزرگ انرژی در منطقه به سود آمریکا.
فرضيهای دیگر معتقد است كه اين جنگ طلبيها برای دفاع از دلار است؛ چرا که تهران قصد دارد بورس نفتي خای خود راه اندازي كند که با ارزهايی غير از دلار فروخته شوند. تهران هم اکنون 85 درصد نفت خود را به یورو میفروشد. ايران در تلاش است تا دژ مستحكم دلار را كه در دهه 70 بنا شده بود را بشکند؛ در آن زمان اوپك پنهاني با آمريكا به توافق رسيده بود تا نفت خود را فقط با دلار معامله كند. تا وقتي كه دلار تنها ارز قابل قبول براي خريد و فروش نفت باشد، برتري این واحد پولی در دنيا مسلم است.
به نظر میرسد اگر به هر دليلي، دلار پشتيباني نفتي خود را از دست بدهد، واشنگتن برای ادامه حيات مقتدر اقتصادی دچار بحران خواهد شد. حال اگر كسي سازِ مخالف بزند، بايد با روشهاي مختلفی مانند؛ فشار سياسي يا نظامي سر جایش نشانده شود. اين فرضيه اگرچه جالب است، اما همه واقعيتها را توضيح نميدهد.
هركدام از اين فرضيات در نوع خود ويژگيهايي دارد، اما هيچكدام توجیه کننده نهایی جنگ نيستند.
نوزدهمین گزارش دو پهلوی رییس آژانس انرژی اتمی درباره فعالیت هستهای ایران، نشان داد که درشورای سردبیری برخی از مطبوعات، جنس خوبی استفاده میشود؛ عوارض آن را میتوان امروز دید:
روزنامه ایران
● آمریکا باخت
روزنامه تهران امروز
● آژانس قانع شد؛ آمریکا منفعل
جام جم
● پایههای اتهام علیه ایران فرو ریخت
رسالت
● بنای اتهامات علیه ایران با گزارش جدید البرادعى فرو ریخت
کیهان
● شرایط برای آمریکا بحرانی است؛ نه ایران
پ.ن: حسش نیست درباره نتایج این گزارش چیز زیادی بنویسم. فقط این را بگویم: همانگونه كه البرادعي با گزارشهاي دو پهلوي خود زمينه را براي حمله به عراق فراهم كرد، درباره ايران نيز همين سياست را اتخاذ كرده است. گزارشهاي متناقض البرادعی درباره برنامه هستهاي عراق سبب شد، صدام در مقابل 18 قطعنامه سازمان ملل قرار گيرد. سالها پیش البرادعي و هانس بليكس بازرس ارشد وقت تسليحاتي سازمان ملل با ارائه گزارشهاي دو پهلو سبب شدند تا صدام فکر کند که پیروز میدان است و به مقاومت خود ادامه داد تا اینکه گزينه ديگري به جز جنگ در برابر آمريكا و همپيمانان آن باقي نگذارد.
حالا آقایان خوشحال از بردِ خیالی، برای مردم سفیر خبر خوش شدهاند. چند هفته دیگر معلوم میشود که این اخبار چقدر خوش است.
آقای احمدینژاد شما که گفته بودید ماجرای پرونده هستهای تمام شده است. پس ماجرای این سند چیست؟
پ.ن: فراموشی شما کم کم دارد خطرناک میشود.
1- سالها پیش، وقتی سخن از جنگ آمریکا علیه ایران بود، خندهام میگرفت.
2- شش ماه پیش به این نتیجه رسیدم که 10درصدی برای احتمال وقوع جنگ باید کنار بگذارم.
3- سهم من از احتمال وقوع جنگ امروز 50 درصد شده است. حالا دیگر کمتر میخندم.
پ.ن: ...دهام.میدانید که!؟
هيات حل اختلاف استان كرمانشاه راي به انحلال شوراي شهر این استان داد.
این هیات براساس ماده 82 قانون شوراها اين تصميم را اتخاذ كرده است.
پ.ن: می گویند این انحلال به خاطر نداشتن شهردار به مدت 6 ماه بوده است.
علي اصغر شريفي راد از فرمانداران سابق ايلام به عنوان مديركل انتخابات وزارت كشور منصوب شد.
شريفي راد علاوه بر تصدي فرمانداري ايلام در دولتهاي گذشته ، رياست قبلي هيات نظارت بر انتخابات استان ايلام را نيز در كارنامه خود دارد .
پ.ن: خبر رسمی اعلام می شود
وضعیت تنشزای پرونده هستهای ایران، با اعمال شدیدترین تحریمهای نظامیـ مالی واشنگتن علیه تهران (طی 30 سال گذشته) وارد شرایط بغرنجی شده است. کاخ سفید با تحدید سه بانک بزرگ ایرانی و بخش مهمی از ساختار نظامی و مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که شامل 20 شرکت وابسته به این نیروی نظامی است، طناب کشی جدیدی را بین تهران و واشنگتن به راه اندخته است. هرچند مقامات آمریکایی هدف از اعمال این تحریمها را جلوگیری از گسترش رویاهای سیاسی ایران در منطقه و جهان اعلام میکنند، اما به نظر میرسد در پسِ چنین تصمیمِ بزرگ و یکجانبهای، اهداف و نگرشهای زمانیِ خاصی به غیر از رویارویی با آرمانهای سیاسی تهران دنبال میشود.
در اولین بازتاب این تصمیم جنجالی، قیمت نفت قاره آسیا که از مدتی قبل به علت احتمال حمله نظامی ترکیه به شمال عراق به مرز 90 دلار رسیده بود، در ادامه همان سیر صعودی خود به رقمی در حدود 93 دلار در هر بشکه رسید. چنین افزایش بیسابقهای برای کشورهای صادر کننده نفت حوزه خلیج فارس وضعیتی مطلوب و خوشآیند است، اما این مساله همه واقعیتی نیست که خود را در بشکههای نفت نشان داده است؛ استراتژیستهای تجاری و نظامی کشورهای منطقه پیش بینی میکنند که چنین تحریمِ بازدارندهای، زمینهساز اقدام قهرآمیز دیگری است که به محض وقوع آن، چاههای نفتی منطقه به آتش کشیده خواهد شد، به همین خاطر وزيران دفاع و خارجه شوراي همكاري خليج فارس در نشست آتي خود در ماه نوامبر تصمیم گرفتهاند پس از سالها سکوت، در مورد برخي از مسايل مهم منطقهاي از جمله پرونده هستهاي ايران به بحث و گفت وگو بپردازند. ورود کشورهای منطقه نفتخیز خلیج فارس به بحرانِ شعلهور شده تهران و واشنگتن، نشان از اتفاقات نگران کنندهای دارد که پیش از این، جهان هشدارهای فراوانی از عواقب جبران ناپذیر وقوع آن داده بود.
برای تحلیلگران سیاسی قابل پیش بینی بود که با اعلام تحریم های جدید علیه ایران، واکنشهای جهانی به سه دسته موافق، مخالف و بیطرف منجر شود، اما پیش بینی این نکته که کشورهای تقریبآ بیطرف حوزه خلیج فارس، فعالانه وارد این بازی دیپلماتیک شوند تقریبآ دور از ذهن بود. ورود غیرمستقیم کشورهای عربی به پرونده هستهای ایران که متحد سنتی آمریکا محسوب میشوند، بیتردید کفه ترازوی چانهزنی هستهای را به نفع طرفهای غربی سنگینتر و روند تحولات خاورمیانه و پرونده هستهای ایران را به مسیری نگران کننده سوق خواهد داد.
آمریکا
اعمال تحریم هدایت شده علیه مهمترین نیروی نظامی ایران که دارای ساختار قدرتمند سیاسی، اقتصادی و نظامی در معادلات این کشور و برخی از کشورهای منطقه است، در واقع نشان دادن چراغ قرمزی از سوی واشنگتن به تهران است؛ کاخ سفید از رویارویی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واهمهای ندارد!
در لایههای دیگری از این پیام صریح و شبهِقهرآمیز، میتوان رگههای از اهداف و خط مشیهای واشنگتن را در دو دوره زمانی کوتاه و بلند مدت دید:
اهداف کوتاه مدت
1- تعویق در صدور سومین قعطنامه علیه ایران، مسالهای نبود که آمریکا از آن استقبال کند، همگرایی چین و روسیه در حمایت از مواضع ایران میتواند در نوامبر آینده باردیگر صدور این قعطنامه را به تعویق بیندازد. بنابراین واشنگتن با پیش دستی سیاسی، پیام روشن و واضحی به همتایان شرقی خود داد؛ در صورت مخالفت مجدد پکن و مسکو با قعطنامه بعدی، واشنگتن با همراهی اروپا اقدامات جدیتری را در دستور کار خود قرار خواهند داد. بنابراین به نظر میرسد وضع تحریمهای یکجانبه از سوی آمریکا در واقع گشودن راهی بود تا صدور قعطنامه سوم تسهیل شود.
2- کاخ سفید معتقد است؛ دخالتها و حمایتهای زیرکانه {...} از نیرو های شورشی در عراق، حزب الله در لبنان، حماس در فلسطین یکی از مهمترین موانع برقراری صلح و آرامش در منطقه است. نظام اطلاعاتی این کشور تلاش فراوان کرد تا ادعاهای کاخ سفید را به اثبات برساند، اما ناکامی نسبی در این ماموریت، موجب شد تا مقامات کاخ سفید با وضع تحریمهای جدید راه ارسال سلاح به مرتبطین ایران در کشورهای مزبور را مسدود کنند. از نظر آنان این بهترین و کم هزینه ترین اقدامی بود که باید پیش از اینها انجام میشد.
3- ردیابی منابع مالی {...}و ارتباط آن با حمایت اقتصادی از گروههای چریکی در منطقه، برای سیستم اطلاعاتی آمریکا تقیریبآ کاری غیر ممکن بود. بنابراین کاخ سفید به استناد برخی از یافتههای اطلاعاتی، با تحریم فعالیتهای مالی بانک سپه به عنوان تنها بانک {...} ایران، مقدمات تحریم سه بانک بزرگ ایران را به اتهام ذیل فراهم آورد:
- بانك ملي به اتهام ارائه خدمات به برنامههای هستهاي ايران و برنامه ويژه ساخت موشك هاي بالستيك.
- بانك ملت به اتهام ارائه خدمات بانكي به سازمان انرژي اتمي.
- بانك صادرات به اتهام پرداخت پول به سازمانهاي تروريستي.
مقامات سیاسی آمریکا بر این باورند که با وضع چنین تحریمهای، حجم معاملات این بانکها کاهش و امکان ردیابی حسابهای پنهان و صوری سازمانهای {...}تقریبآ ممکن خواهد شد.
4- از سوی بسیاری تحلیلگران سیاسی، تحریمهای جدید، یک اقدام نمادین از سوی کاخ سفید ارزیابی شده است. مقامات سیاسی آمریکا با اتخاذ چنین تصمیمیٰ، پیام بسیار روشنی به ایران و جهانیان ارسال کردهاند؛ تحریم مقدمهای بر جنگی بزرگ است، همه باید خود را آماده کنند.
اهداف بلند مدت
5- آمریکا با تروریست خواندن نیروی قدس ( نیروی پنجم سپاه)، دو تاکتیک داخلی و خارجی کوتاه مدت را همزمان دنبال میکند. برای اجرای تاکتیک اول، به احیای استراتژی دفاع بازدارنده (در داخل) دست زد؛ القای ناامنی مضاعف در صورت دستیابی ایران به بمب هستهای، چیزی نیست که مردم سپتامبرزده آمریکا به راحتی از آن بگذرند؛ با اجرای چنین سناریوی، برای مردم آمریکا (بعد از بنلادن و القاعده) بیترید تروریستهای اجیر شده {...} در گوشه و کنار این کشور و سایر مناطق جهان، خطری جدی محسوب شده که دولتمردان آمریکا باید در اسرع وقت نسبت به سرکوب آنها اقدام کنند. برای اجرای تاکتیک دوم نیز همان پروپاگاندای امنیتی در نمونه جهانی دنبال میشود؛ بنابراین برای آماده سازی افکار عمومی جهان به منظور مقابله نظامی با دومین خطر بزرگ جهانی، بهترین گزینه ممکن؛ یعنی تحریم در دستور کار قرار میگیرد تا زمینه جنگ احتمالی علیه رویاهای هستهای و نظامی ایران آماده شود. بدیهی است که در صورت موفقیت این دو تاکتیک القایی، جهان برای جلوگیری از وقوع جنگ سوم جهانی به ایران اجازه نخواهد داد تا به فعالیت هستهای خود ادامه دهد. در صورت رسیدن به چنین نقطهای، امریکا در دو وضعیتی برتر قرار خواهد گرفت:
الف: اگر ایران تحت تاثیر القائات آمریکا و فشار افکار عمومی جهان، دست از غنی سازی اورانیوم بکشد، واشنگتن بدون درگیر شدن در سومین جنگ خونین (بعد از افغانستان و عراق) با کمترین هزینه به آنچه که میخواسته دست یافته است.
ب: در غیر این صورت، با تحریمهای که اعمال کرده و متعاقب آن اجماع داخلی و جهانی که برای حمله نظامی به ایران را به دست آورده؛ در وقت مقتضی وارد فاز نظامی شده و جنگی نابرابر را به راه خواهد انداخت.
6- روسیه و چین به عنوان دو کشور قدرتمند ، در پرونده هستهای ایران مواضعی اتخاذ کردهاند که با سیاستهای آمریکا همخوانی ندارد. صبر دیپلماتیک واشنگتن با سفر ولادیمیر پوتین به تهران و گسترش همکاریهای اقتصادی و سیاسی دو کشور که در راس آن تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر قرار داشت، لبریز شد و تنها چند روز پس از این سفر بود که جرج بوش در اظهارنظر صریحی اعلام کرد: تمام کسانی که دوستدار صلح در جهان هستند و نمیخواهند جنگ سوم جهانی را ببینند، کمک کنند تا ایران به بمب هستهای دست نیابد. با اتخاذ چنین رویکردی، قابل پیش ینی بود که آمریکا از استراتژی همراهی دوستانه با چین و روسیه در پرونده هستهای ایران خارج شده و دست به اقدامات مهمی خواهد زد.کاخ سفید با اعمال چنین تحریمی در واقع دو پیام مشخص به ایران و اتحاد چین و روسیه داد:
- ایران بیاد بداند که کاسه صبر آمریکا لبریز و مقدمات برخوردهای شدیدتر با وضع این تحریمهای نظامی ـ اقتصادی فراهم آمده است.
- اتحاد روسیه و چین هرچند قدرت چانه زنی شرق در برابر غرب را افزایش داده است، اما با این همه این یکجانبه گرایی امریکا است که همچنان معادلات جهانی را رقم میزند.
ایران
همه تحرکات کلان و نامنتظره ایران در ماههای گذشته، نشان از آمادگی پنهان تهران برای دفاع از حمله احتمالی آمریکا و متحدان واشنگتن میداد. مقامات بلندپایه ایران علیرغم رد بروز جنگ عیله این کشور، با اتخاذ سیاستی تدافعی در انتظار تحرکات نظامی غافلگیرکنندهِ طرفهای مقابل بودند، اما اعلام تحریمهای جدید عیله این کشور، خطر بروز جنگ را برای مدت زمانی به تاخیر انداخت.
بیتردید آنچه که واشنگتن از برقراری این مقررات تحدید کننده برداشت میکند و آن را به کار میبندد با آنچه تهران بدان عمل خواهد کرد، تفاوت فراوانی خواهد داشت. در برابر 6 گزینه واشنگتن از اعمال تحریمهای جدید، ایران نیز 4 راهکار و استراتژی را برای خود در نظر خواهد گرفت:
1- تحدید 20 شرکت وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحریم سه بانک معتبر ایران از سوی آمریکا، برای تهران تجربه تازهای نیست. هرچند اعمال چنین تحریمهایی در کوتاه مدت موجب کاهش کارایی نهادهای تحریم شده و بخشی از اقتصاد کلان این کشور خواهد شد، اما در بلند مدت، ایران بار دیگر راهبرد واسطه جویی و پنهان کاری اقتصادی را در دستور کار خویش قرار خواهد داد. تهران از تحریمهای سابق تجربههای فراوانی اندوخته است، بنابراین به منظور کاهش اثرات زیانبار چنین تحریمی، اقدام به ثبت شرکتها و نهادهایی اقتصادیي خواهد کرد که به عنوان پوشش برای فعالیتهای اقتصادی و نظامی در حوزههای بین المللی عمل به کار خواهند آمد.
2- همراهی غیرمستقیم اروپا برای تشدید تحریمهای واشنگتن علیه ایران، منجر به توسعه و گسترش سیاست نگاه به شرق و جنوب در سیاست خارجی تهران خواهد شد. این مساله برای اروپا امر خوشایندی نخواهد بود، چرا که حجم مراودات تجاری این قاره، رقم قابل توجهی است که با از دست دادن آن شرق و کمپانیهای شرقی به سرعت جایگزین آنها خواهد شد. در سویهای دیگر، رویکرد دیپلماتیک نگاه به شرق با جهتی نوین و با همگرایی بیشتری به منظور کسب حمایتهای سیاسی از پرونده هستهای ایران دنبال خواهد شد که در این صورت پایان دادن به چنین ائتلاف سفت و سختی هزینههای جبران ناپذیری برای متحدان غربی خواهد داشت.
3- برآوردهای رسانهای و سیاسی پیش از اعمال تحریمها، حاکی از این بود که در آینده نهچندان دور آمریکا برای انهدام تاسیسات هستهای ایران و مراکز نظامی حمله گستردهای را تدارک خواهد دید، اما تغییر فاز از حمله نظامی به تحریم شبه اقتصادی منجر به تایید آن بخش از اظهارات مقامات نظامی و سیاسی ایران گردید که معتقد بودند آمریکا توان و قدرت چنین حملهای را ندارد. تعویق در این اقدام قهرآمیز بیتردید به عنوان برگه برندهای برای تهران در معادلات منطقهای و جهانی عمل خواهد کرد. مقامات سیاسی ایران با تعبیر عقب نشینی واشنگتن از تهدیدات همه جانبه، به گسترش هژمونی خود در منطقه اندیشیده و اهرمهای نفوذ خود را به طور نامحسوسی در عراق،لبنان و فلسطین فعال خواهد کرد.
4- در بعد داخلی، چنین اقدامی در میان مدت موجب گسترش حمایتهای مردمی از دولت یکپارچه در جمهوریاسلامی خواهد شد. هرچند طیف قابل ملاحظهای، منتقد سرسخت سیاستهای دولت احمدینژاد در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هیستند، اما به هنگام احتمال بروز خطر، تودهها برای تامین امنیت به سوی قدرت مرکزی گرایش یافته و افکارعمومی فارغ از هر گرایش سیاسی حامی دولت خواهند شد.
اروپا
اقدام آمريكا در تحريم يك جانبه ايران، سد بزرگي بر سر راه مناسبات پر رونق تجاري غرب با تهران براي سالهاي در پيش رو ايجاد خواهد كرد. اروپا احساس خوبي از تحريم جديد يكجانبه آمريكا عليه ايران ندارد و معتقد است كه اين اقدام اوضاع را دشوارتر خواهد كرد. كشورهاي اروپايي كه از تحريمهاي آمريكا عليه ايران نصف ونیمه حمايت ميكنند و آن را به حمله نظامي عليه ايران ترجيح ميدهند، نگران به خطر افتادن تجارت پررونق خود با ايران هستند؛ چرا که اروپا بزرگترين شريك تجاري و سرمايهگذار خارجي در ايران است و تحريمهاي آمريكا عليه ايران هيچ خدشهاي به تجارت چند ميليارد دلاري اروپا با ايران وارد نخواهد كرد، مگر آنكه اروپا خود دست به تحريم ايران بزند. در این میان شركتهاي اروپايي نگران هستند كه اگر اتحاديه اروپا دست به تحريم ايران بزند، ضربه شديدي به اين شركتها وارد خواهد شد و شركتهاي روسي و چيني جاي آنها را در معاملات تجاري با ايران خواهند گرفت.
صاحب نظران اروپايي مخالف اين اقدام دولت بوش هستند و معتقدند كه منزوي كردن سپاه پاسداران، سازماني كه افرادي نظير "محمود احمدي نژاد "رييس جمهور ايران از اعضاي سابق آن هستند، موجب ميشود تا بهدشواري بتوان تهران را به پاي ميز مذاكرات كشاند، ضمن آنكه موقعيت سپاه را درميان مردم تقويت خواهد كرد.
در اروپا تمايل چنداني براي اين كه به بن بست موجود به جنگ منتهي شود، وجود ندارد. اما كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در زمينه نوع اقدامات لازم براي اطمينان از به راه نيفتادن جنگ نيز توافق چنداني ندارند. رم و برلين خواستار تخصيص زمان بيشتر براي موثر واقع شدن ديپلماسي و تحريمهاي كنوني هستند و دستيابي به همگرايي و اتفاق نظر در سازمان ملل را در اولويت مي دانند. برخلاف جنگ عراق، اين بار فرانسه و انگليس موافق اتخاذ موضعي شديد عليه ايران هستند، اما آلمان و ايتاليا- بزرگترين شريك تجاري ايران در اتحاديه اروپا- خويشتنداري بيشتری از خود نشان دادهاند. در این میان دستكم دو متغيير مي تواند اين تركيب را بر هم زند؛ سعيد جليلي مذاكره كننده جديد هسته اي ايران مي تواند به قدري سرسختانه عمل كند كه آلمان و ايتاليا گرايش بيشتري به سمت تحريمها پيدا كنند و يا موضع شديد فرانسه و انگليس بر ترديد رم و برلين و هر مخالف ديگر فايق آيد. در این میان پويايي تازه روابط كشورهاي اروپايي با آمريكا در اين معادله حائز اهميت است. ساركوزي تلاش كرده است روابط فرانسه و آمريكا را كه در طول جنگ عراق تيره شده بود از نو برقرار كند. چند كشور شرق اروپا كه به تازگي عضو اتحاديه اروپا شدند، بيشتر به خاطر تمايل به حمايت از آمريكا، به سمت هواداري از اعمال تحريمهاي شديدتر گرايش دارند. خوزه لوييس رودريگز زاپاته رو، نخست وزير اسپانيا كه در تبليغات انتخاباتياش وعده خارج کردن نيروهاي كشورش از عراق را مطرح كرد، در بحثهاي مربوط به ايران معمولا از قرار گرفتن در كانون توجه اجتناب كرده است. به نظر مي رسد ايرلند مايل است هر گونه اقدام از طريق شوراي امنيت صورت گيرد. آلمان و ايتاليا نميخواهند روابط اقتصادي خود را به خطر اندازند؛ اين دو كشورهايي هستند كه در روابط بين المللي خود محتاطند و در صنايعي نظير فلزات، مواد شيميايي و نفت با ايران روابط اقتصادي دارند.
ظاهرا ساركوزي هم ميخواهد نشان دهد كه فرانسه با وجود داشتن منافع اقتصادي در ايران، مايل به اتخاذ موضع شديد عليه اين كشور است. طبق ارقام ارايه شده توسط بانك پرداختهاي بينالمللي درماه سپتامبر، بيشترين بدهي معوقه ايران به يكي از كشورهاي اروپا- حدود 9/5 ميليارد و به وام دهندگان فرانسوي بوده است- كه معادل بيش از يك چهارم كل ديون خارجي ايران است. شركت خودروسازي فرانسوي" رنو "چندين ميليون براي شراكت در توليد خودرويي مشابه " لوگان "كه گفته مي شود در نهايت بسيار پرفروش خواهد بود، سرمايه گذاري كرده است . بنابراین مواضع موضع شديد فرانسه صرفا نمايشي است
×××
پیش گوی دقیق آنچه که در آینده به سبب وضع تحریمهای جدید روی خواهد داد به علت غیر قابل پیش بینی بودن رفتارهای تهران در معادلات داخلی و خارجی تقریبآ امری غیر ممکن است. هر چند به نظر میرسد با گذشت چند روز از چنین تصمیمی، تهران سکوت معناداری اختیار کرده است، اما نباید خوش بین بود، این سکوت ادامه داشته باشد.
عبور و مرور فشرده مقامات سیاسی خاورمیانه به کشورهای همسایه و همپیمان، این منطقه را دچار ترافیک سنگین دیپلماتیک کرده است؛ سفر پوتین به تهران و اعمال تحریم جدید علیه ایران از مهمترین دلایلِ قریبِ چنین تورمی میتواند باشد.
مثلث کشمکش سیاسی در این منطقه با محوریت ایران، ترکیه و عربستان و حمایت و تهدید آمریکا، روسیه و اروپا از مواضع هر یک از این کشورهای میزبان در حال شکلگیری است. روسیه از مواضع هستهای ایران و جبهه جدید ترکیه در برابر امریکا حمایت میکند و آمریکا با همکاری اروپا به بسیج کشورهای عربی برای تحت فشار گذاشتن هرچه بیشتر ایران میاندیشد.
ایران اعلام کرده است تحت هر شرایطی غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در نخواهد آورد و ترکیه برای مشخصکردن تکلیف کردهای تجزیهطلب حالت جنگی به خود گرفته است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در شرایط دشواری قرار گرفتهاند؛ تهدید بالقوه ایران و فشار بالفعل آمریکا مقامهای این کشورها را در وضعیتی بغرنج فرو برده است. عربها طبق معمول ترجیح دادهاند که برای حل و فصل این وضعیت، دورهم جمع شوند تا به کمک متحدین غربی خود، راهی برای خروج از این بحران بیابند.
اما اینها صفبندیها، تنها بخش کوچکی از کوه یخ است که از آب بیرون زده است. مجموع تحولات بیسابقه دیپلماتیک در این منطقه، در نگاه اول بحران ایران هستهای و تشکل کردستان واحد است، اما فراتر از همه این مسایل، باید مهمترین و اصلیترین ساز و کار بروز چنین آتشِ زیر خاکستری را در سیاستهای جدید کاخ کرملین و کاخ سفید جستوجو کرد. بررسی همجانبه مواضع اخیر ساکنین این دو کاخ قدرتمند، میتواند چشم انداز روشنی از تحولات کنونی و آتی در خاورمیانه ترسیم کند. در این میان پرداختن به سیاستهای کاخی که موجب بروز تنشهای جدید شده، از اولویت بیشتری برخوردار است: کرملین و سیاستهای نوین منطقهای.
پیام ربطی به مسائل هسته ای نداشت
پرونده هستهای ایران طعمه با ارزشی برای روسیه بود تا مقدمات پیوستن کرملین به گروه هشت کشور صنعتی و سازمان تجارت جهانی فراهم آید، اما سیاستهای کاخ سفید تمام آرزوهای روسیه را نقش بر آب کرد؛ روسیه قصد داشت در مقابل دریافت چنین امتیازاتی، برای رفع نگرانیهای غرب در مورد فعالیتهای هستهای ایران همکاریهای فراوانی داشته باشد، ولی اینگونه نشد. دیپلماسی غرب بر این باور بود که برای رهایی از چاله ایران نباید خود را در چاه روسیه گرفتار کرد. کنار آمدن با ایرانی که سودای بمب هستهای در سر دارد با روسیه زخمخوردهای که بمبهای فروانی در زرادخانه های خود انبار کرده است، به مراتب امری سهلتر و آسانتر است.
همین رویکرد به علاوه استقرار سامانه موشکی آمریکا در اروپا کافی بود تا مهمترین هدفِ سفر پوتین به ایران، زیر سایه ترور و پرونده هستهای ایران پنهان ماند تا کرملین با سیاست چراغ خاموش سریترین پیشنهاد خود را به رهبر معنوی ایران ارایه کند.
محتوای این پیشنهاد چه بود؟ این سوالی است که بعد از تایید، ذهن بسیاری از تحلیلگران سیاسی را به خود مشغول کرده است. استراتژیستهای سیاسی متفق القول بر این باورند که پیشنهاد رییس جمهور روسیه ارتباط مستقیمی با پرونده هستهای ایران دارد، اما رمزگشایی از این پیام محرمانه با مطالعه نشانههای پیرامونی و گزارههای پنهانِ سیاسی، گویای این واقعیت است که پیشنهاد پوتین اصولآ هیچ ارتباط مستقیم با بحران هستهای ایران نداشته و مسایل راهبردیتری را در بر میگرفته است.
پرسشهای رمزگشا
چه پیامی برای ایران میتواند مهمتر و راهبردیتر از دستیابی به فنآوری هستهای باشد؟چرا پوتین ترجیح میدهد محتوای این پیام را به طور مستقیم به رهبر ایران بدهد؟ چه دلایلی موجب شده است تا پوتین چنین پیامی را به تهران ارایه کند؟ چرا پس از پایان سفر پوتین ـ به فاصله دو روز بعدـ بوش در پیامی صریح و شفاف از بروز قریب الوقوع جنگ جهانی سوم خبر میدهد؟ آیا اطلاع از محتوای این پیشنهاد، منجر به چنین موضع تندی از سوی رییس جمهور آمریکا شده است؟ چرا واشنگتن به طور غیرمنتظرهای شدیدترین تحریمهای اعمال شده عیله ایران را اعلام و به اجرا میگذارد؟ چرا ایران در برابر چنین تحریمی گسترده واکنشی سرد از خود نشان میدهد؟ چرا دیپلماسی تهران بعد از پایان سفر پوتین، در حالیکه باید متوجه حل و فصل بحران پرونده هستهای باشد، معطوف به سفر رییسجمهور و مقامات سیاسی به کشورهای همسایه و همپیمان ایران و روسیه میشود؟ چه علت مهمی میتواند ـ علیرغم تمایل منطقی تهران ـ ایران را وادار به مخالفت با حمله ترکیه به شمال عراق کند؟ سفر متکی به سوریه و عراق برای چیست؟ در سفر مقامهای اسراییلی، آلمانی و فرانسوی به کشورهای حوزه خلیج فارس و چین چه پیامی نهفته است؟ سفر غیرمنتظره وزیر اموخارجه روسیه به تهران (روز سه شنبه) به چه منظور است؟
یافتن پاسخ برای این پرسشهای استراتژیک، میتواند پرده از بسیاری مجهولات دیپلماتیک منطقه خاورمیانه دارد.
غرشِ خرس روسی
در تجزیه و تحلیل بسترها و مقدماتِ پیشهاد محرمانه کاخ کرملین به رهبر ایران، نمیتوان نسبت به تحولات داخلی و خارجی روسیه در زمان ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین و استقرار سامانه دفاع ضد موشکی آمریکا بیتفاوت بود.
در پي فروپاشي ديوار برلين و پايان دوران جنگ سرد، غالبا آمريكا سياستهاي خود را به روسيه ديكته ميكرد و يا در تحولات جهاني از موضعي فراتر با مسكو سخن ميگفت. نگاهي به تحولات جهاني در دوران رياست گورباچف و يلتسين بر روسيه و حتي دوران آغازين رياست جمهوري پوتين اين امر را كاملا اشكار ميسازد، اما در دوره دوم رياست پوتين اين تقابل به تعامل تغيير يافت. پوتين در دور دوم زمامداری خویش بر روسیه، با سياستها و برنامههاي مليگرايانه خود توانست چهرهاي مطلوب در سياست روسيه از خود بر جای بگذارد؛ چهرهاي كه به رييس جمهوري كنوني روسيه کمک کرد تا به عنوان پيشگام عرصه مليگرايي در اين كشور مطرح شود.
طرح تقويت دولت فدرال در روسيه، توجه بيش از حد به تقويت اقتصاد كشور پس از سالها ركود و نابساماني و توجه جدي به توسعه انرژي از اولويتهاي سياسي پوتين بود كه منجر به تقویت جایگاه مردمی او شد. اين پشتوانه يكي از عوامل اصلي بازگشت مجدد روسيه به دوران عظمت خود بود، دوراني كه روسيه را به رقيبي سرسخت در برابر امريكا بدل كرد؛ ايستادگي در برابر مداخله هاي غرب در امور روسيه، رويارويي با طرح توسعه ناتو به شرق، مقابله با انقلابهاي رنگي در اروپاي شرقي، مقابله با فشارهاي آمريكا براي كاهش سطح روابط مسكو با تهران و دمشق و... همه سیاستهای بودند که پوتین به طور نسبی آنها را به اجرا گذاشت.
پوتین سعی کرد برای ارتقاء موقعیت روسیه در منطقه و جهان، منافع ملی و راهبردی کاخ کرملین را مدنظر داشته باشد؛ بنابراین در پرونده هستهای ایران وارد بازی دو سویهای شد که در هر صورتی با برد همراه بود. حمایت دوگانه از مواضع تهران و واشنگتن سیاستی بود که مسکو توانست به خوبی از عهده آن بر بیاید؛ در این سیاست او نه تهران را از خود رنجاند و نه واشنگتن را. اما این بازی دوگانه برای روسیه باید در نقطهای به پایان میرسید؛ برای مسکو پایان بازی جایی بود که آمریکا نه تنها حاضر نشد روسیه به عضویت گروه هشت کشور صنعتی در بیاید بلکه با ایجاد سپر دفاع موشکی، موقعیت هژمونیک این کشور در اروپا و منطقه را به خطر انداخت.
سامانه موشکی
پوتین در پاسخ به تهدیدات غیر مستقیم بوش مبنی بر شکل گیری جنگ جهانی سوم به فرماندهی کشورهایی که از سیاستهای هستهای ایران حمایت میکنند، در اتخاذ راهبردی تاریخی علیه رقیب دیرینه مسکو اعلام کرد: طرح سپر دفاع امريكا ميتواند موجب ايجاد وضعيتي مشابه به بحران موشكي در دهه 1960 شود.
وقتی در سال 1961 جان اف كندي از حزب دموكرات رئيس جمهور امريكا شد؛ تا اين تاريخ استراتژي نظامي امريكا در مواجهه با اتحاد شوروري بر پايه بازدارندگي به نام تلافي گسترده قرار داشت. اين استراتژي بر پايه استراتژی همه يا هيچ استوار بود و قصد داشت كه به هر حمله احتمالي شوروي پاسخي نابود كننده دهد. اين استراتژي بر پايه برتري استراتژيك انكارناپذير امريكا بر اتحاد شوري قرار می گرفت.
در آن زمان امريكا قادر بود از طريق اروپا و تركيه تمام سرزمين اصلي اتحاد شوروي را مورد هدف قرار دهد، اما اتحاد شوروي به دليل بعد مسافت و نداشتن موشكهاي بالستيك قاره پيما توانايي هدف قرار دادن سرزمين اصلي امريكا را نداشت، اتحاد شوروي براي جبران اين کمبود تصميم گرفت از سرزمين كوبا جهت استقرار موشكهاي ميان برد خود براي هدف قرار دادن امريكا استفاده كند، از اين رو شروع به ارسال و استقرار اين موشكها در كوبا كرد. هر چند كندي خود از منتقدان استراتژي تلافي گسترده بود و دستور بازنگري در استراتژي نظامي امريكا را صادر و بهجاي آن استراتژي پاسخ قابل انعطاف را قرار داد، ولي در اين دوره نيز برتري استراتژيك با ايالات متحده امريكا بود. بنابراين دولت كندي به شدت در مقابل اقدامات اتحاد شوروي ايستادگي و با كشتيهاي حامل موشكهاي ميان برد اتحاد شوروري را در آبهاي بينالمللي در محاصره قرار داد. هر چند اتحاد شوروي هم بر مواضع خود ايستادگي كرد و به اصطلاح جهان تا آستانه جنگ هستهاي هم پيش رفت، ولي در نهايت با عقب نشيني اتحاد شوروي و انعقاد موافقتنامهاي برای برچيدن موشكهاي امريكا از تركيه بحران خاتمه يافت.
اين وضعيت به بحران موشكي كوبا در تاريخ روابط بينالمللي شهرت دارد. در واقع در دوران لنين و استالين اين انديشه حاكم بود كه دو نظام سياسي اجتماعي و اقتصادي متفاوت سرمايهداري امريكا و سوسياليستي شوروي نميتوانند در كنار هم همزيستي داشته و به تعبير ماركس برخورد اين نظام در نهايت اجتناب ناپذير بوده و پيروزي از ان سوسياليسم است. در كنگره بيستم حزب كمونيست اتحاد شوروي كه خروشچف دبير كل حزب بود، ایدهای را مطرح كرد مبني بر اينكه اين دو نظام سياسي اقتصادي و اجتماعي متفاوت ميتوانند در كنار هم همزيستي مسالمتآميز داشته باشند و در كنار هم به حيات خود ادامه دهند. از آن زمان به بعد بود که سياست تنشزدايي اساس سياست خارجي اتحاد شوروي و روسیه کنونی قرار گرفت.
پوتین نیز وفادارنه و منتقدانه، همان سیاست خروشچف در همزیستی با ایالات متحده آمریکا را پیش گرفت تا اینکه استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا در اروپا و تعمیق اختلاف در نحوه برخورد با پرونده هستهای ایران، بار دیگر تقابل نظامی دو کشور را فراهم آورد؛ تقابل نظامی مسکو- واشنگتن یعنی آغازی بر جنگ جهانی سوم!
ظهور بلوک جدید قدرت
واشنگتن با چنین سیاستهای مداخله جویانه و تهدیدآمیز و تلاش برای منزوی نگاه داشتن مسکو در معادلات جهانی عملآ مسکو را به دامن تهرانی انداخت که حاضر بود برای دستیابی به فنآوری هستهای هر هزینهای را پرداخت نماید. برای کاخ کرملین متحد شدن با کشوری تاثیرگذار و قدرتمند چون ایران (و در عین حال مخالف درجه یک امریکا در خاورمیانه) برای رسیدن به اهداف بلند مدت منطقهای و جهانی بهترین فرصت را فراهم آورد تا استراتژی پنهان روسیه به مرحله اجرا درآید.
اهداف استراتژیک روسیه در ایران، منطقه و جهان چیست؟ برای رسیدن به این اهداف کرملین چه سیاستهای را در دستور کار خویش قرار داده است؟ نقش کشورهایی مثل ایران، ترکیه، ارمنستان، عراق و سوریه چه میتواند باشد؟ برای رسیدن به پاسخ میباید از گزارههای تحلیل خبری سود جست. پیش از ورود به این گزارهها، نباید از ارتباط تنگاتنگ پیشنهاد پوتین به آیت الله خامنهای، شبیه سازی معنادار سامانه جدید موشکی آمریکا با بحران موشکی کوبا در دهه 1960 از سوی رییس جمهور روسیه و در نهایت اعلام بروز احتمالی جنگ جهانی سوم از سوی بوش به سادگی گذشت. در واقع تمام گزارههاییکه برای یافتن این حلقههای مفقوده ارایه میشود، با استناد به مواضع اخیر رهبران سه کشور مورد نظر، رهگیری و تحلیل شدهاند. نوع چیدمان این گزارهها ممکن است ما را به رمزگشایی پیشنهاد محرمانه پوتین به ایران برساند.
رمزگشایی پیشنهادی:
الف: برای مقابله با گسترش هژمونی آمریکا در آسیای میانه و خلیج فارس روسیه پیشنهاد میدهد بلوک قدرت جدید با محوریت روسیه، ایران، ترکیه، سوریه، ارمنستان، عراق و... شکل بگیرد.
ب: برای مقابله با تهدیدات نظامی آمریکا، روسیه ضمن دادن تعهد به اتمام نیروگاه اتمی بوشهر و حمایت هم جانبه از ایران در برابر کشورهای غربی، خواستار استقرار سپر دفاع موشکی جدیدی در خاک ایران یا یکی از همسایگان متحد تهران است.
ج: در صورت همکاری ایران با هریک از موارد فوق، تهران مسوولیت جلب همکاری کشورهای منطقه را بر عهده گرفته و روسیه نیز حمایتهای طور غیر مستقیم خود را اعلام خواهد کرد.
برای اثبات گشایش چنین رمزی باید از گزارههایی بهره جست که در تایید تلویحی گشودن این رمز نقش مهمی ایفا میکنند.
1- سفر ولاديمير پوتين به ايران فقط به خاطر ديدار وي با همتاي ايرانياش و روساي سه كشور ديگر حاشيه درياي خزر صورت نگرفت؛ بلكه اين سفر پیام مهمی از سوي روسيه به امريكا در منطقه بود. اين سفر در زماني صورت گرفت كه روسيه به دنبال بازتعريف جايگاه خود در نظام بين المللي است و درصدد است از كشوري پير و ناتوان به جايگاهي منتقل شود كه در تصميمات بينالمللي و منطقهاي تاثير گذار باشد. رفتار پوتين در چندماه گذشته در زمينه مسايل راهبردي اين كشور به ويژه در ارتباط با سپر دفاع موشكي و نيز فرستادن پیام از سوی امريكاییها در جريان سفر هاي وزيران خارجه و دفاع واشنگتن به مسكو دال بر اين موضوع است.
2- سه كشور روسيه، تركيه و ايران با آهنگ خاص خود به دموكراسي نزديك ميشوند. در تركيه دموكراسي برقرار شده است در روسيه هنوز دموكراسي به كلي عملي نيست و در ايران اين موضوع مهمترين دغدغه ملت محسوب ميشود؛ هركدام از اين سه كشور بزرگ خواهان داشتن روابط ويژه با اروپا هستند. تركها ميخواهند به عضويت اتحاديه اروپا درآيند، روسها خواهان مشاركتي راهبردي و در زمينه انرژي هستند و ايرانيان مايلند روابط اقتصادي و فرهنگي با اروپا داشته باشند، اما براي نزديك كردن مسكو، تهران و آنكارا در اين برهه زماني به ارادهاي بسيار بالا نياز بود كه زمينه آن را واشنگتن با ایجاد سامانه موشکی علیه مسکو، تحریم همه جانبه علیه تهران و تایید نسل کشی ارامنه از سوی عثمانی و حمایت از کردهای تجزیه طلب در برابر ترکیه فراهم آورد. ائتلاف این سه کشور یعنی ظهور قدرتی بی بدیل میان بلوک شرق و غرب؛ آن هم با محوریت روسیه.
3- روسیه میداند که نتیجه این ائتلاف یعنی: نزديكي چشمگير مسکو، آنكارا، تهران و حتي دمشق. تنها در این صورت است که ايران، سوريه و تركيه راهبرد ضدتروريستي در پيش خواهند گرفت كه حتي غرب نيز بايد از آنها در اين زمينه حمايت كند. وضع امروز مشابه توافق گذشته سعدآباد ميان ايران زمان شاه با تركيه و عراق عليه كمونيستها و كردها در دهه 1950 است، با اين تفاوت كه قدرت بزرگ حامي اين سياست واقع بينانه ديگر آمريكا نيست بلكه روسيه است؛ روسیه مسئله كردها را حل خواهد کرد، اما موج ناشي از آن ممكن است دوام بيشتري داشته باشد، احتمال ظهور ايراني ميانه روتر كه متحد عراق شيعه بوده و موجب خويشتنداري كردها شود با ميانجيگري مسكو صورت خواهد گرفت نه ديپلماسي امريكا. تركيه با اتحاد با ايران و روسيه ميتواند از لحاظ اقتصادي منفعت زيادي داشته باشد، ايجاد چنين بلوكي یعنی قدرتی نوظهور در برابر اروپا و آمریکا.
4- در ميدان رقابت نظامي روسيه ضعيف تر از آمريكا است، اما در زمینه انرژي، اين مسکو است كه ميتواند برخي از تصميمها را به واشنگتن ديكته كند، بودجه نظامي آمريكا 400 ميليارد دلار و بودجه نظامي روسيه 21 ميليارد دلار است و اين خود نشان از برتري آمريكا در عرصه نظامي است، اما این کشور با آنكه خود توليد كننده نفت است، 60 درصد نفت مورد نياز خود را ( معادل 21 ميليون بشكه در روز) وارد ميكند. ظهور بلوک قدرت جدید در منطقه، که توانایی بازدارندهای در کنترل 90 درصد نفت جهان دارد، برای آمریکا یعنی شکستی بزرگ و برای روسیه یعنی پیرزوی بزرگ.
5- کنترل نفت در مبادی خروجی از سوی بلوک جدید منجر به بالا رفتن قیمت جهانی این کالای حیاتی خواهد شد. استراتژی کوتاه مدت ولاديمير پوتين هم اکنون به قيمت بالاي نفت در بازارهاي جهاني معطوف و متمركز است؛ چراكه اين وضعيت سبب خواهد شد پوتين در داخل روسيه در جايگاه بالاتری قرار گرفته و محبوبيتش افزايش يابد، در واقع اين امر مهمترين اولويت داخلی پوتين است. ولاديمير پوتين خواهان آن است كه در مسند قدرت باقي بماند و براي نيل به اين هدف از هر ابزاري استفاده ميكند. در واقع رئيس جمهور روسيه ميخواهد اوضاع اين كشور را همچنان در كنترل خود داشته باشد. پوتين احتمال نامزدي براي تصدي سمت نخست وزيري را در روسيه مطرح كرده است كه اين سخن نيز در راستاي هدف فوق قرار دارد سفر اخير ولاديمير پوتين به ايران نيز نشان دهنده برنامه هايي است كه پوتين مدنظر دارد.
6- پوتين با افزایش تنش بین غرب و ایران موجب افزايش احتمال حمله به تهران شد. به راستی چرا رییس جمهور روسیه دست به چنین کاری زد؛ پاسخ این پرسش را برژنف رییس جمهور اسبق شوروي سابق داده است، برژنف، جمال عبدالناصر را ترغيب به جنگ 1967 كرد كه نتيجه آن سقوط كامل مصر در آغوش مسكو بود، پوتین نیز با ارایه چنین پیشنهادی با ایران همین کار را کرد؛ تهران برای دستیابی به انرژی هستهای هم اکنون در آغوش روسیه آرمیده است.
7- بلوک نوظهور میانه، یعنی نزدیک شدن روسيه به جهان عرب با ارايه كمكهایی در زمينه انرژی هستهای، فروش سلاحهاي پيشرفته روسي و انتقال تكنولوژي به كشورهاي خاورميانه. هدف کرملین از این نزدیک به این دلایل است:
الف: تمايل روسيه جهت شراكت نظامي با كشورهاي منطقه به منظور پایان دادن به سيطره آمريكا در خاورمیانه.
ب: تلاش جهت كاهش نگرانيهاي كشورهاي خاورميانه نسبت به اعطاي سلاحهاي پيشرفته از سوی روسيه به ايران.
ج: تمايل روسيه جهت جذب تجارتهاي ويژهي جهاني در خليج فارس به ويژه تجارت نفت كه طي سالهاي اخير با توجه به افزايش قيمت درآمدهاي كلاني را به دنبال داشته است.
8- پوتین برای همراه کردن ایران برای تحقق آرزوی دیرین خود راه نزدیکی به چین را پیش گرفته و با همکاری پکن، پیمان شانگهای را بنیاد نهاده است. ایران را هم عضو ناظر این پیمان برگزیده که در آیندهای نزدیک به عضویت رسمی این پیمان در خواهد آمد، پیمان شانگهای، در آغاز، زیر عنوان همکاری برای مبارزه با تروریسم بنیاد نهاده شد، اما بعد، نه تنها فعالیت های خود را به حوزه اقتصاد گسترش داد، بلکه به چشم اندازهای نظامی هم رسید. همین امسال نخستین مانور مشترک خود را با شرکت نیروهای روسیه، چین و برخی از جمهوری های آسیای میانه برگزار کرد. تازه ترین اقدام، تغییر نام پیمان شانگهای به "سازمان همکاری های شانگهای" بود. این، خود نشانه گسترش حوزه فعالیت های آن است و چه بسا که آن را به جبهه ای در برابر ناتو تبدیل کند.
9- اقدام پر سرو صدای دیگر پوتین، برای قدرت نمائی در برابر غرب، فراهم آوردن زمینه های ایجاد اوپک گازی بود. سازمانی شبیه اوپک نفت برای کنترل قیمت گاز در بازارهای جهانی. یکی از سرسخت ترین پشتیبانان این طرح، آیت الله خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی بود که تاکنون چند بار از عزم راسخ خود برای تحکیم سروری جهان اسلام بر جهان غرب سخن گفته است. در راه استفاده از ایران، برای سینه سپرکردن در برابر آمریکا، پوتین در سفر اخیر خود به تهران، تا آنجا پیش رفت که محمود احمدی نژاد را به مسکو دعوت کرد.
10- مجموع اقدامات اقتصادی، سیاسی پوتین با محوریت ایران، در صورتی که بتواند کشورهای نیمه شمالی را با خود همراه سازد، به ظهور قدرتی جدید منجر خواهد شد که نه به غرب وابستگی دارد و نه به شرق و قدرت زرد. با تشکیل چنین بلوکی بیتردید باید در انتظار شکلگیری نوینی از مناسبات قدرت در معادلات جهانی بود.
ماحصل سفرهای استانی محمود احمدینژاد در دو سال گذشته 8 میلیون نامه بوده است.
تنها 3 میلیون عدد از این نامهها تاکنون باز شده است.
پ.ن: از سرنوشت 3 میلیون نامه باز شده اطلاعی در دست نیست.
بعد تحریر: دوستان گفتند منبع بده....اخبار امشب تلویزیون...خوب شد.
یک مقام برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد: این جامعه حکم غیرقانونی بودن این سازمان را صادر کرده است و باید مراجع قضایی نیز در اولین فرصت دفاتر این سازمان را برچیده و مانع از فعالیتهای آن شود.
پ.ن:پی گیری های خبری با خودتان...
فضاي اخلاقي دانشگاه آزاد بهتر از دانشگاههاي دولتي است.
یک مقام بلند پایه دانشگاه آزاد این مطلب را در جمع استادان و دانشجويان دانشگاه ازاد اسلامي ساري گفته است.
این مقام تاکید کرده است: يكي از مسئولان انتظامي كشور اعلام کرده که وضع اخلاقي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي از دانشجويان دانشگاههاي دولتي بهتر است.
او همچنین افزوده: در وقايع 18 تير همه اتفاقات در دانشگاههاي دولتي روی داد و در واحدهاي دانشگاه آزاد آب از آب تكان نخورد، چون سيستم این دانشگاه سالم است.
پ.ن: چیزی برای گفتن ندارم...
سه بانک مهم ایران چند ساعت پیش از سوی آمریکا تحریم شد.
وزیر امورخارجه آمریکا با اعلام این خبر تاکید کرد: علاوه بر بخش مهمی از بدنه سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی، سه بانک ملی، ملت و صادرات مشمول قانون تحریم جدید آمریکا شده اند.
بعد تحریر:
در بحبوحه آغاز جنگی خونین علیه ایران، آمریکا دست به تحریم تهران زد.چرا؟گمانههای این رفتار را باید در گزارههای زیر جستجو کرد:
1- تغییر فاز رویارویی واشنگتن علیه تهران، به این معنا است که کاخ سفید در برخورد با کاخ سعدآباد، یک قدم به عقب نشسته است. افول از جنگ به تحریم.
2- واشنگتن با اعمال تحریمهای جدید، فرصت دیگری به تهران داد تا دیپلماسی ایران فرصت تعدیل در سیاستهای خود را داشته باشد.
3- برداشت تهران از این رفتار دیپلماتیک، بیتردید برداشتی پیروزمندانه و در جهت افزایش قدرت چانه زنی تهران در پرونده هستهای خواهد بود؛ چرا که ایرانی که خود را برای جنگ آماده کرده بود اکنون تنها با تحریمی بخشی مواجه شده است.
4- جنگ گریزی آمریکا؛ یعنی راهبرد دیپلماتیک اروپا برمنطق جنگ طلبی آمریکا تفوق یافته است
البته همه این مسایل فعلآ..........تا بعد.
شبکه تلویزیونی العربیه امشب در گزارشی از زندگی وزیر امور خارجه ایران ادعا کرد: منوچهر متکی پیش از انقلاب از برنامههاي پدرش در حمايت از شاه پيروي نكرد و به همين دليل از مدرسه اخراج شد؛ اما نفوذ پدرش بار ديگر وي را به سر كلاسهاي درس بازگرداند.
پ.ن: معلوم نیست متکی از این سابقه خبر داره یا نه!!
منوچهر متکی وزیر امورخارجه ایران شب گذشته استعفا کرد.
صدایش امروز در می اید.
پ.ن: احتمالا سعید جلیلی جایگزین متکی شود.
سایت تابناک خبری در این زمینه منتشر کرده بود که هم اکنون در دسترس نیست.
بعد التحریر:فعلا تکذیب شد...تا بعد
سفر محمود احمدینژاد به ارمنستان نصف و نیمه تمام شد.
در پسِ این رفتار چند نکته مهم نهفته است: