وضعیت تنشزای پرونده هستهای ایران، با اعمال شدیدترین تحریمهای نظامیـ مالی واشنگتن علیه تهران (طی 30 سال گذشته) وارد شرایط بغرنجی شده است. کاخ سفید با تحدید سه بانک بزرگ ایرانی و بخش مهمی از ساختار نظامی و مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که شامل 20 شرکت وابسته به این نیروی نظامی است، طناب کشی جدیدی را بین تهران و واشنگتن به راه اندخته است. هرچند مقامات آمریکایی هدف از اعمال این تحریمها را جلوگیری از گسترش رویاهای سیاسی ایران در منطقه و جهان اعلام میکنند، اما به نظر میرسد در پسِ چنین تصمیمِ بزرگ و یکجانبهای، اهداف و نگرشهای زمانیِ خاصی به غیر از رویارویی با آرمانهای سیاسی تهران دنبال میشود.
در اولین بازتاب این تصمیم جنجالی، قیمت نفت قاره آسیا که از مدتی قبل به علت احتمال حمله نظامی ترکیه به شمال عراق به مرز 90 دلار رسیده بود، در ادامه همان سیر صعودی خود به رقمی در حدود 93 دلار در هر بشکه رسید. چنین افزایش بیسابقهای برای کشورهای صادر کننده نفت حوزه خلیج فارس وضعیتی مطلوب و خوشآیند است، اما این مساله همه واقعیتی نیست که خود را در بشکههای نفت نشان داده است؛ استراتژیستهای تجاری و نظامی کشورهای منطقه پیش بینی میکنند که چنین تحریمِ بازدارندهای، زمینهساز اقدام قهرآمیز دیگری است که به محض وقوع آن، چاههای نفتی منطقه به آتش کشیده خواهد شد، به همین خاطر وزيران دفاع و خارجه شوراي همكاري خليج فارس در نشست آتي خود در ماه نوامبر تصمیم گرفتهاند پس از سالها سکوت، در مورد برخي از مسايل مهم منطقهاي از جمله پرونده هستهاي ايران به بحث و گفت وگو بپردازند. ورود کشورهای منطقه نفتخیز خلیج فارس به بحرانِ شعلهور شده تهران و واشنگتن، نشان از اتفاقات نگران کنندهای دارد که پیش از این، جهان هشدارهای فراوانی از عواقب جبران ناپذیر وقوع آن داده بود.
برای تحلیلگران سیاسی قابل پیش بینی بود که با اعلام تحریم های جدید علیه ایران، واکنشهای جهانی به سه دسته موافق، مخالف و بیطرف منجر شود، اما پیش بینی این نکته که کشورهای تقریبآ بیطرف حوزه خلیج فارس، فعالانه وارد این بازی دیپلماتیک شوند تقریبآ دور از ذهن بود. ورود غیرمستقیم کشورهای عربی به پرونده هستهای ایران که متحد سنتی آمریکا محسوب میشوند، بیتردید کفه ترازوی چانهزنی هستهای را به نفع طرفهای غربی سنگینتر و روند تحولات خاورمیانه و پرونده هستهای ایران را به مسیری نگران کننده سوق خواهد داد.
آمریکا
اعمال تحریم هدایت شده علیه مهمترین نیروی نظامی ایران که دارای ساختار قدرتمند سیاسی، اقتصادی و نظامی در معادلات این کشور و برخی از کشورهای منطقه است، در واقع نشان دادن چراغ قرمزی از سوی واشنگتن به تهران است؛ کاخ سفید از رویارویی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واهمهای ندارد!
در لایههای دیگری از این پیام صریح و شبهِقهرآمیز، میتوان رگههای از اهداف و خط مشیهای واشنگتن را در دو دوره زمانی کوتاه و بلند مدت دید:
اهداف کوتاه مدت
1- تعویق در صدور سومین قعطنامه علیه ایران، مسالهای نبود که آمریکا از آن استقبال کند، همگرایی چین و روسیه در حمایت از مواضع ایران میتواند در نوامبر آینده باردیگر صدور این قعطنامه را به تعویق بیندازد. بنابراین واشنگتن با پیش دستی سیاسی، پیام روشن و واضحی به همتایان شرقی خود داد؛ در صورت مخالفت مجدد پکن و مسکو با قعطنامه بعدی، واشنگتن با همراهی اروپا اقدامات جدیتری را در دستور کار خود قرار خواهند داد. بنابراین به نظر میرسد وضع تحریمهای یکجانبه از سوی آمریکا در واقع گشودن راهی بود تا صدور قعطنامه سوم تسهیل شود.
2- کاخ سفید معتقد است؛ دخالتها و حمایتهای زیرکانه {...} از نیرو های شورشی در عراق، حزب الله در لبنان، حماس در فلسطین یکی از مهمترین موانع برقراری صلح و آرامش در منطقه است. نظام اطلاعاتی این کشور تلاش فراوان کرد تا ادعاهای کاخ سفید را به اثبات برساند، اما ناکامی نسبی در این ماموریت، موجب شد تا مقامات کاخ سفید با وضع تحریمهای جدید راه ارسال سلاح به مرتبطین ایران در کشورهای مزبور را مسدود کنند. از نظر آنان این بهترین و کم هزینه ترین اقدامی بود که باید پیش از اینها انجام میشد.
3- ردیابی منابع مالی {...}و ارتباط آن با حمایت اقتصادی از گروههای چریکی در منطقه، برای سیستم اطلاعاتی آمریکا تقیریبآ کاری غیر ممکن بود. بنابراین کاخ سفید به استناد برخی از یافتههای اطلاعاتی، با تحریم فعالیتهای مالی بانک سپه به عنوان تنها بانک {...} ایران، مقدمات تحریم سه بانک بزرگ ایران را به اتهام ذیل فراهم آورد:
- بانك ملي به اتهام ارائه خدمات به برنامههای هستهاي ايران و برنامه ويژه ساخت موشك هاي بالستيك.
- بانك ملت به اتهام ارائه خدمات بانكي به سازمان انرژي اتمي.
- بانك صادرات به اتهام پرداخت پول به سازمانهاي تروريستي.
مقامات سیاسی آمریکا بر این باورند که با وضع چنین تحریمهای، حجم معاملات این بانکها کاهش و امکان ردیابی حسابهای پنهان و صوری سازمانهای {...}تقریبآ ممکن خواهد شد.
4- از سوی بسیاری تحلیلگران سیاسی، تحریمهای جدید، یک اقدام نمادین از سوی کاخ سفید ارزیابی شده است. مقامات سیاسی آمریکا با اتخاذ چنین تصمیمیٰ، پیام بسیار روشنی به ایران و جهانیان ارسال کردهاند؛ تحریم مقدمهای بر جنگی بزرگ است، همه باید خود را آماده کنند.
اهداف بلند مدت
5- آمریکا با تروریست خواندن نیروی قدس ( نیروی پنجم سپاه)، دو تاکتیک داخلی و خارجی کوتاه مدت را همزمان دنبال میکند. برای اجرای تاکتیک اول، به احیای استراتژی دفاع بازدارنده (در داخل) دست زد؛ القای ناامنی مضاعف در صورت دستیابی ایران به بمب هستهای، چیزی نیست که مردم سپتامبرزده آمریکا به راحتی از آن بگذرند؛ با اجرای چنین سناریوی، برای مردم آمریکا (بعد از بنلادن و القاعده) بیترید تروریستهای اجیر شده {...} در گوشه و کنار این کشور و سایر مناطق جهان، خطری جدی محسوب شده که دولتمردان آمریکا باید در اسرع وقت نسبت به سرکوب آنها اقدام کنند. برای اجرای تاکتیک دوم نیز همان پروپاگاندای امنیتی در نمونه جهانی دنبال میشود؛ بنابراین برای آماده سازی افکار عمومی جهان به منظور مقابله نظامی با دومین خطر بزرگ جهانی، بهترین گزینه ممکن؛ یعنی تحریم در دستور کار قرار میگیرد تا زمینه جنگ احتمالی علیه رویاهای هستهای و نظامی ایران آماده شود. بدیهی است که در صورت موفقیت این دو تاکتیک القایی، جهان برای جلوگیری از وقوع جنگ سوم جهانی به ایران اجازه نخواهد داد تا به فعالیت هستهای خود ادامه دهد. در صورت رسیدن به چنین نقطهای، امریکا در دو وضعیتی برتر قرار خواهد گرفت:
الف: اگر ایران تحت تاثیر القائات آمریکا و فشار افکار عمومی جهان، دست از غنی سازی اورانیوم بکشد، واشنگتن بدون درگیر شدن در سومین جنگ خونین (بعد از افغانستان و عراق) با کمترین هزینه به آنچه که میخواسته دست یافته است.
ب: در غیر این صورت، با تحریمهای که اعمال کرده و متعاقب آن اجماع داخلی و جهانی که برای حمله نظامی به ایران را به دست آورده؛ در وقت مقتضی وارد فاز نظامی شده و جنگی نابرابر را به راه خواهد انداخت.
6- روسیه و چین به عنوان دو کشور قدرتمند ، در پرونده هستهای ایران مواضعی اتخاذ کردهاند که با سیاستهای آمریکا همخوانی ندارد. صبر دیپلماتیک واشنگتن با سفر ولادیمیر پوتین به تهران و گسترش همکاریهای اقتصادی و سیاسی دو کشور که در راس آن تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر قرار داشت، لبریز شد و تنها چند روز پس از این سفر بود که جرج بوش در اظهارنظر صریحی اعلام کرد: تمام کسانی که دوستدار صلح در جهان هستند و نمیخواهند جنگ سوم جهانی را ببینند، کمک کنند تا ایران به بمب هستهای دست نیابد. با اتخاذ چنین رویکردی، قابل پیش ینی بود که آمریکا از استراتژی همراهی دوستانه با چین و روسیه در پرونده هستهای ایران خارج شده و دست به اقدامات مهمی خواهد زد.کاخ سفید با اعمال چنین تحریمی در واقع دو پیام مشخص به ایران و اتحاد چین و روسیه داد:
- ایران بیاد بداند که کاسه صبر آمریکا لبریز و مقدمات برخوردهای شدیدتر با وضع این تحریمهای نظامی ـ اقتصادی فراهم آمده است.
- اتحاد روسیه و چین هرچند قدرت چانه زنی شرق در برابر غرب را افزایش داده است، اما با این همه این یکجانبه گرایی امریکا است که همچنان معادلات جهانی را رقم میزند.
ایران
همه تحرکات کلان و نامنتظره ایران در ماههای گذشته، نشان از آمادگی پنهان تهران برای دفاع از حمله احتمالی آمریکا و متحدان واشنگتن میداد. مقامات بلندپایه ایران علیرغم رد بروز جنگ عیله این کشور، با اتخاذ سیاستی تدافعی در انتظار تحرکات نظامی غافلگیرکنندهِ طرفهای مقابل بودند، اما اعلام تحریمهای جدید عیله این کشور، خطر بروز جنگ را برای مدت زمانی به تاخیر انداخت.
بیتردید آنچه که واشنگتن از برقراری این مقررات تحدید کننده برداشت میکند و آن را به کار میبندد با آنچه تهران بدان عمل خواهد کرد، تفاوت فراوانی خواهد داشت. در برابر 6 گزینه واشنگتن از اعمال تحریمهای جدید، ایران نیز 4 راهکار و استراتژی را برای خود در نظر خواهد گرفت:
1- تحدید 20 شرکت وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحریم سه بانک معتبر ایران از سوی آمریکا، برای تهران تجربه تازهای نیست. هرچند اعمال چنین تحریمهایی در کوتاه مدت موجب کاهش کارایی نهادهای تحریم شده و بخشی از اقتصاد کلان این کشور خواهد شد، اما در بلند مدت، ایران بار دیگر راهبرد واسطه جویی و پنهان کاری اقتصادی را در دستور کار خویش قرار خواهد داد. تهران از تحریمهای سابق تجربههای فراوانی اندوخته است، بنابراین به منظور کاهش اثرات زیانبار چنین تحریمی، اقدام به ثبت شرکتها و نهادهایی اقتصادیي خواهد کرد که به عنوان پوشش برای فعالیتهای اقتصادی و نظامی در حوزههای بین المللی عمل به کار خواهند آمد.
2- همراهی غیرمستقیم اروپا برای تشدید تحریمهای واشنگتن علیه ایران، منجر به توسعه و گسترش سیاست نگاه به شرق و جنوب در سیاست خارجی تهران خواهد شد. این مساله برای اروپا امر خوشایندی نخواهد بود، چرا که حجم مراودات تجاری این قاره، رقم قابل توجهی است که با از دست دادن آن شرق و کمپانیهای شرقی به سرعت جایگزین آنها خواهد شد. در سویهای دیگر، رویکرد دیپلماتیک نگاه به شرق با جهتی نوین و با همگرایی بیشتری به منظور کسب حمایتهای سیاسی از پرونده هستهای ایران دنبال خواهد شد که در این صورت پایان دادن به چنین ائتلاف سفت و سختی هزینههای جبران ناپذیری برای متحدان غربی خواهد داشت.
3- برآوردهای رسانهای و سیاسی پیش از اعمال تحریمها، حاکی از این بود که در آینده نهچندان دور آمریکا برای انهدام تاسیسات هستهای ایران و مراکز نظامی حمله گستردهای را تدارک خواهد دید، اما تغییر فاز از حمله نظامی به تحریم شبه اقتصادی منجر به تایید آن بخش از اظهارات مقامات نظامی و سیاسی ایران گردید که معتقد بودند آمریکا توان و قدرت چنین حملهای را ندارد. تعویق در این اقدام قهرآمیز بیتردید به عنوان برگه برندهای برای تهران در معادلات منطقهای و جهانی عمل خواهد کرد. مقامات سیاسی ایران با تعبیر عقب نشینی واشنگتن از تهدیدات همه جانبه، به گسترش هژمونی خود در منطقه اندیشیده و اهرمهای نفوذ خود را به طور نامحسوسی در عراق،لبنان و فلسطین فعال خواهد کرد.
4- در بعد داخلی، چنین اقدامی در میان مدت موجب گسترش حمایتهای مردمی از دولت یکپارچه در جمهوریاسلامی خواهد شد. هرچند طیف قابل ملاحظهای، منتقد سرسخت سیاستهای دولت احمدینژاد در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هیستند، اما به هنگام احتمال بروز خطر، تودهها برای تامین امنیت به سوی قدرت مرکزی گرایش یافته و افکارعمومی فارغ از هر گرایش سیاسی حامی دولت خواهند شد.
اروپا
اقدام آمريكا در تحريم يك جانبه ايران، سد بزرگي بر سر راه مناسبات پر رونق تجاري غرب با تهران براي سالهاي در پيش رو ايجاد خواهد كرد. اروپا احساس خوبي از تحريم جديد يكجانبه آمريكا عليه ايران ندارد و معتقد است كه اين اقدام اوضاع را دشوارتر خواهد كرد. كشورهاي اروپايي كه از تحريمهاي آمريكا عليه ايران نصف ونیمه حمايت ميكنند و آن را به حمله نظامي عليه ايران ترجيح ميدهند، نگران به خطر افتادن تجارت پررونق خود با ايران هستند؛ چرا که اروپا بزرگترين شريك تجاري و سرمايهگذار خارجي در ايران است و تحريمهاي آمريكا عليه ايران هيچ خدشهاي به تجارت چند ميليارد دلاري اروپا با ايران وارد نخواهد كرد، مگر آنكه اروپا خود دست به تحريم ايران بزند. در این میان شركتهاي اروپايي نگران هستند كه اگر اتحاديه اروپا دست به تحريم ايران بزند، ضربه شديدي به اين شركتها وارد خواهد شد و شركتهاي روسي و چيني جاي آنها را در معاملات تجاري با ايران خواهند گرفت.
صاحب نظران اروپايي مخالف اين اقدام دولت بوش هستند و معتقدند كه منزوي كردن سپاه پاسداران، سازماني كه افرادي نظير "محمود احمدي نژاد "رييس جمهور ايران از اعضاي سابق آن هستند، موجب ميشود تا بهدشواري بتوان تهران را به پاي ميز مذاكرات كشاند، ضمن آنكه موقعيت سپاه را درميان مردم تقويت خواهد كرد.
در اروپا تمايل چنداني براي اين كه به بن بست موجود به جنگ منتهي شود، وجود ندارد. اما كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در زمينه نوع اقدامات لازم براي اطمينان از به راه نيفتادن جنگ نيز توافق چنداني ندارند. رم و برلين خواستار تخصيص زمان بيشتر براي موثر واقع شدن ديپلماسي و تحريمهاي كنوني هستند و دستيابي به همگرايي و اتفاق نظر در سازمان ملل را در اولويت مي دانند. برخلاف جنگ عراق، اين بار فرانسه و انگليس موافق اتخاذ موضعي شديد عليه ايران هستند، اما آلمان و ايتاليا- بزرگترين شريك تجاري ايران در اتحاديه اروپا- خويشتنداري بيشتری از خود نشان دادهاند. در این میان دستكم دو متغيير مي تواند اين تركيب را بر هم زند؛ سعيد جليلي مذاكره كننده جديد هسته اي ايران مي تواند به قدري سرسختانه عمل كند كه آلمان و ايتاليا گرايش بيشتري به سمت تحريمها پيدا كنند و يا موضع شديد فرانسه و انگليس بر ترديد رم و برلين و هر مخالف ديگر فايق آيد. در این میان پويايي تازه روابط كشورهاي اروپايي با آمريكا در اين معادله حائز اهميت است. ساركوزي تلاش كرده است روابط فرانسه و آمريكا را كه در طول جنگ عراق تيره شده بود از نو برقرار كند. چند كشور شرق اروپا كه به تازگي عضو اتحاديه اروپا شدند، بيشتر به خاطر تمايل به حمايت از آمريكا، به سمت هواداري از اعمال تحريمهاي شديدتر گرايش دارند. خوزه لوييس رودريگز زاپاته رو، نخست وزير اسپانيا كه در تبليغات انتخاباتياش وعده خارج کردن نيروهاي كشورش از عراق را مطرح كرد، در بحثهاي مربوط به ايران معمولا از قرار گرفتن در كانون توجه اجتناب كرده است. به نظر مي رسد ايرلند مايل است هر گونه اقدام از طريق شوراي امنيت صورت گيرد. آلمان و ايتاليا نميخواهند روابط اقتصادي خود را به خطر اندازند؛ اين دو كشورهايي هستند كه در روابط بين المللي خود محتاطند و در صنايعي نظير فلزات، مواد شيميايي و نفت با ايران روابط اقتصادي دارند.
ظاهرا ساركوزي هم ميخواهد نشان دهد كه فرانسه با وجود داشتن منافع اقتصادي در ايران، مايل به اتخاذ موضع شديد عليه اين كشور است. طبق ارقام ارايه شده توسط بانك پرداختهاي بينالمللي درماه سپتامبر، بيشترين بدهي معوقه ايران به يكي از كشورهاي اروپا- حدود 9/5 ميليارد و به وام دهندگان فرانسوي بوده است- كه معادل بيش از يك چهارم كل ديون خارجي ايران است. شركت خودروسازي فرانسوي" رنو "چندين ميليون براي شراكت در توليد خودرويي مشابه " لوگان "كه گفته مي شود در نهايت بسيار پرفروش خواهد بود، سرمايه گذاري كرده است . بنابراین مواضع موضع شديد فرانسه صرفا نمايشي است
×××
پیش گوی دقیق آنچه که در آینده به سبب وضع تحریمهای جدید روی خواهد داد به علت غیر قابل پیش بینی بودن رفتارهای تهران در معادلات داخلی و خارجی تقریبآ امری غیر ممکن است. هر چند به نظر میرسد با گذشت چند روز از چنین تصمیمی، تهران سکوت معناداری اختیار کرده است، اما نباید خوش بین بود، این سکوت ادامه داشته باشد.
نویسنده:
بهنام | تاریخ ارسال:
جمعه 11 آبان1386 | ساعت ارسال:
21
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------